الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

107

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

ذات حمل مىكنيم مثل انسان بشر است يا انسان انسان است كه بين موضوع و محمول اتحاد مفهومى وجود دارد 2 - گاهى هم ذاتيات ذات را بر ذات حمل مىكنيم مثل انسان حيوان ناطق است كه بين موضوع و محمول اتحاد مفهومى وجود ندارد بلكه ماهيتا با يكديگر متحدند و به اصطلاح اتحاد ماهوى دارند . [ حمل شايع دو شعبه دارد ] ب ) اگر در حمل محمول بر موضوع ، ذات يا ذاتيات ذات بر موضوع حمل نشود بلكه مصداقى از مصاديق محمول بر موضوع حمل شود نام اين حمل شايع صناعى است و بين آن دو اتحاد وجودى برقرار است كه خود دو شعبه دارد 1 - حمل مواطات يا حمل بدون واسطه ، يعنى محمول بدون واسطه بر موضوع حمل مىشود مثل ( زيد عالم ) يا ( زيد ضاحك ) 2 - حمل اشتقاق يا حمل با واسطه ، يعنى محمول بوسيله رابطه‌اى بر موضوع حمل مىشود مثل حمل دانش بر انسان كه بايد بگوئيم انسان صاحب دانش است يا حمل ضحك بر انسان . حال با در نظر گرفتن حمل اولى ذاتى و شايع صناعى براى تشخيص معناى حقيقى از مجازى بايد به اين شكل عمل كنيم : آن معناى مشكوك بين حقيقى و مجازى را موضوع قرار داده و لفظى كه مىخواهيم وضع حقيقى آن را بدست بياوريم محمول قرار مىدهيم و حمل مىكنيم ، اگر حمل به صورت اولى ذاتى درست بود پى خواهيم بود كه آن معنى براى آن لفظ به صورت حقيقى وضع شده است . بطور مثال براى پى بردن وضع حقيقى كلمه اسد طبق بيان فوق آن كلمه را محمول قرار داده و معناى مشكوك حيوان مفترس را موضوع قضيه قرار مىدهيم و حمل مىكنيم ، مىبينيم كه حيوان مفترس به حمل اولى ذاتى بر اسد قابل حمل است در نتيجه مىفهميم كه وضع حيوان مفترس براى اسد به صورت حقيقى است .